پایان نامه معماری- کودک : بازی و خلاقیت

 

ارتباط کودک با دنیای پیرامونش توسط حواس پنجگانه صورت می گیرد. پس از آنکه حواس او در برخورد با محرک های مختلف توان کافی یافت، مرحله دوم رشد ذهنی یعنی معنا بخشی به امور فرا می رسد، سپس هنگامی که کودک در زمینه درک امور و معنا بخشی به آنها به اندازه کافی توانمند شد، قادر خواهد بود از آن ها تصویر ذهنی بسازد. در مرحله بعد فرد از امور در ذهن خود مفاهیم عالی به وجود می آورد. در مرحله آخر از رشد ذهنی فرد توانایی تجزیه و تحلیل و نقد و ارزشیابی امور را کسب می کند . این مراحل بر روی یکدیگر اثر تعاملی دارند. احساس و ادراک کودک از یک محرک ویژه، در هر لحظه از زمان متفاوت است. این احساس تابعی از مجموعه رشد جسمی ، ذهنی و عاطفی اوست ( نادری و سیف نراقی ۱۳۶۹ ). انسان محیط خود را با استفاده از حواس خود درک کرده و توسط هوش و حافظه به تفکر اندیشه و استدلال می پردازد. در ادامه حواس پنجگانه، هوش و حافظه مورد بررسی قرار می گیرند.

 

حواس پنجگانه

  • بینایی

حس بینایی مهمترین حس در درک محیط پیرامون محسوب می شود . بینایی کودکان توسط عواملی نظیر کوتاهی قد ، دید محیطی ضعیف ، ناتوانی در تغییر سریع تمرکز چشم از نزدیک به دور و توانایی ضعیف در درک و حرکت محدود می شود . از این رو در طراحی برای کودکان باید به این نکته توجه گردد (مطالعات پارک آموزش ترافیک کودکان ،مهندسین مشاور اوت ).

  • شنوایی

تحقیقات انجام شده بر روی شنوایی کودکان نشان می دهد که اکثر کودکان کمتر از ۷ سال از حساسیت صوتی نسبتا ضعیفی برخوردار هستند و توانایی آن ها در مکان یابی صداها نسبت به بزرگسالان کمتر است . همچنین مشاهده شده است که توجه کودکان کمتر از ۷ سال بیشتر به صداهای نا مربوط جلب شده و حواس آن ها پرت می شود . کودکان هیچ وقت از سر و صدا ناراحت نمی شوند و خیلی بهتر از بزرگسالان می توانند در سر و صدا کار کنند به طوری که آن ها صداها را دوست دارند . صداها آن ها را از تنهایی در می آورد، سرشان را گرم می کند و آن ها را به هیجان می آورد . صداها به تخیل آن ها کمک می کند و بر خلاف بزرگسالان صدا را یک مشکل و آلودگی نمی پندارند لذا تقویت حس شنوایی می تواند در برنامه پروژه از طریق فعالیتهای زیادی همچون سرود ، موسیقی ، گردش در طبیعت صورت پذیرد . علاوه بر این تحریک حس شنوایی در نقاط خاص می توانند به عنوان شاخص در شناخت فضا موثر باشد .

 

  • لامسه

اعتقاد بر این است  که مراحل اولیه  فعالیت کودک با آزمایش ها و تجربه های مربوط به هماهنگی عضلانی ارتباط دارد. شاید اولین احساس های لذت و امنیت از طریق حس لامسه فراهم شوند. درک کیفیت ماده از دو راه دیدن و لمس کردن به دست می آید و اغلب اطمینان کودک با لمس کردن سطح جسم حاصل می شود. کودکان در این مرحله ابتدا کیفیت سطوح را تنها با لمس کردن و به تدریج که بزرگتر می شوند با دیدن تشخیص می دهند، تا این که مانند بزرگسالان این فرایند را معکوس کنند. توجه به این حس و تقویت آن نیز می تواند یکی دیگر از برنامه های پروژه باشد (پیکرینگ، ۱۳۸۱).

  • چشایی و بویایی

این دو حس نیز در شناخت محیط کودک را یاری می رساند و تقویت آن ها در رشد کودک موثر است نکته قابل توجه این است که حس بویایی به شکل خاص می تواند ابزاری موثر در درک فضا محسوب گردد .

هوش نیز یکی دیگر از قابلیت های انسان است که توجه به رشد آن از دوران کودکی می تواند در آینده ثمر بخش باشد . واژه هوش کیفیتی انتزاعی (در مقابل حس) را بیان می کند که نه قابل دیدن است و نه قابل لمس ، بلکه صرفا از طریق مشاهده تفکر ، استدلال و سایر کیفیاتی که نشانه های آن می باشند آشکار می گردد ولی به هر حال می توان گفت که ((هوش عبارت است از توانایی فراگیری و انطباق با آنچه برای ادامه حیات در فرهنگی که در آن قرار داریم و زندگی می کنیم نیاز داریم)). برای این که ببینیم ما چه تاثیری در رشد و افزایش هوش کودکان می توانیم داشته باشیم لازم است مطالب بیشتری را در این زمینه بررسی کنیم . یکی از نکات قابل توجه در این زمینه تقسیم بندی هوش به چهار شاخه است که عبارتند از  ۱ – هوش ادراکی (IQ) 2– هوش احساسی (EQ) 3- هوش فیزیکی (PQ) 4- هوش معنوی (SQ).

میزان ضریب هوشی را با IQ نشان می دهند و به کمک آن توان یادگیری حقایق و اعداد و ارقام را اندازه گیری می کنند. ضریب درک احساسات را با EQ نشان می دهند و آن توان گذران و اداره خویش و ارتباط صحیح با دیگران در دنیای اطراف را به ما نشان می دهد. ضریب درک احساس کودک به چگونگی درک او از خویش، احساسات دیگر مردم، چگونگی رفتار او در برابر احساساتی شبیه عصبانیت و … بستگی دارد. هوش احساسی بر خلاف هوش ادراکی که بیشتر تحت تاثیر وراثت قرار دارد، با توجه والدین و آموزش مناسب رشد می یابد و کسب این مهارت در نیل به موقعیت و کامیابی در تمام زندگی ضروری است.

 

.